پاییز 96
بسم رب
سلام
مهر 96 اتفاق عجیبی افتاد
شهید حججی عزیز شهید جوان مدافع حرمی بود که در سوریه به اسارت داعشی ها
در اومد و به طرز وحشتناکی شهید شد ولی اتفاق عجیب این بود که داعشی ها با انتشار
عکسی از این شهید عزیز خواستند مارو بترسونن ولی خداوند کاری کرد و قدرتی به این جوون داد
که با چهره آروم و شجاعش باعث شد از این عکس نتیجه عکس بگیرند![]()
وقتی جنازه به ایران اومد موج خروشانی برای تشییع جنازه اش اومدن
این شهید عزیز یه پسر 1 ساله به اسم علی داشت که ان شاالله هم علی حججی
هم علی ما راه این شهید عزیز را ادامه بدن![]()
ما هم از قافله عقب نموندیم و خداروشکر قسمت شد به تشییع بریم![]()


اینم جشن روز کودک که برای علی چتر و برای میثم توپ خریدیم و با کیک و آب هویج خوش گذروندیم![]()
![]()

آبان 96 امیر مهدی ما مسلمون شد و براش یه جشن کوچولو گرفتم
مبارکت باشه خاله جووون![]()

یه اتفاق خوب دیگه در پاییز تولد فاطمه خانم گل دختر عمه علی و میثم بود
تولدت مبارک خوشگل خانمممم![]()
![]()

اینم گل دختر با تم پاییزی![]()

این کادوی ناقابلم یه پیرهن و چادره که خودم براش دوختم
خیلی ذوق کردم که لباس دخترونه دوختم هورااا![]()
![]()

اینم گل من در حال نوشتن مشقاش![]()

اینم بنای خوشگلی که پسرم با چوبای بازی برج ساخته![]()

یه روز خوب تو پارک نزدیک خونه با داداشی

پسرای من سوپ و شله زرد و ماست رو با نی میخورن![]()
چیکارشون کنم من؟؟؟![]()

اینم شهربازی پاساژ امیر و علی که قضیه رو خیلی جدی گرفته![]()
ماشالله مامان![]()

و البته حواسش به داداششم هست![]()



پاییز 96
