زمستان 96
بسم رب
دوباره سلام
زمستون ماه خیلی خوب و جذابیه برای ما
چون مناسبت های زیادی داریم
شب یلدا ،تولد بابا فتولد علی، راهپیمایی، تولد خودم و تولد باباحاجی![]()
ولی امسال یه اتفاق هیجان انگیزم داشتیم و اون بارش برف سنگین و عالی بود که خیلی سال بود ندیده بودیم/
شب یلدا رو یه سال درمیون میریم خونه مامان جون و مامانی
و امسال نوبت خونه مامان جونت بود و رفتیم قزوین
حسابی به زحمت افتادن دستشون درد نکنه![]()

اوایل دی ماه یه سفر رفتیم قم زیارت
و نائب الزیاره همگی بودیم![]()
اینم یه رستوران که اسمشو یادم رفته ولی خیلی قشنگ بود![]()


اینم یه روز خوب در باغ محمد شهر کرج و دوچرخه سواری همگتنی

اینم از تولد 33 سالگی بابا اسماعیل گل
تولدت مبارک بابای مهربون![]()

و کادوی مخصوص علی به باباش![]()

و البته آخرش مجبور شد به بچه ها سواری بده چون ما برای سورپرایز تولدش از روش
نقشه گنج استفاده کردیم و باکنک اشتباه رو ترکوند و جریمش سواری
به بچه ها بود البته این کارو هر سه تاشون دوست دارن![]()

و شام تولد رستوران لبنانی و شاورمای معروف که البته خیلی تند بود ![]()
ولی خوش گذشت جای همه خالی![]()

اینم همون برف حسابی که گفتم و همه غافلگیر شدن![]()
میثم حسابی سرما خورده بود ولی دلم نیومد این برفو نبینه چون تاحالا ندیده بود و معلومم نیست دیگه ببینه![]()
اون آدم برفی رکم من ساختم البته با کمک علی![]()
آدم برفیمون پشتک زده
(شالگردن میثم افتاد تو برفا خیس شد واسه باباشو بستیم)![]()

دو تاعکس خوشگل و با نمک خونه خاله مریم


تولد علی افتاد شب شهادت حضرت زهرا برای همین چند روز بعد گرفتیم شب تولدش
خونه خاله بودیم و خاله مریم یه تولد کوچولو برات گرفت تا تولد اصلی رو براش بگیریم![]()
البته خیلی هم کوچولو نبود هم برامون کیک پخت هم ساندویچ همبرگر.دستشون درد نکنه![]()

راهپیمایی 22 بهمن![]()



پسر گلم امیدوارم همیشه پشتیبان ولی فقیه و آقای مهربونمون(امام خامنه ای ) باشی
تا بتونی در روز ظهور حق و باطل رو از هم تشخیص بدی
(ان شالله)

قربون پسر نقاشم بشم من که با هیچ چیز به اندازه مداد رنگی حال نمیکنه
این مداد رنگیارو مدرسشون هدیه دادن![]()



اینم فارق التحصیلی پیش دبستانی😊

تو کلاس اول هر مائری واسه یکی از حروف بایئ واسه همه کلاس هدیه میخرید
به ما یبار حرف س افتاد که سینی های کوچولو خریدیم و شکلات یبار هم
حرف ض افتاد که این حوض هارو خریدیم
کلاس اولم داستانی داشتیمااا😆ولی معلم خوبی به نام خانم باجلان داشت که سال اول
تدریسشون بود وخیلی مهربون و خوش اخلاق بود و خاطره خوبی برای بچه ها شد

یه عکس دسته جمعی با داداش و پسر خاله ها😘



زمستان 96 
